تبلیغات
***** ایران*****
 

 

***** ایران*****

 

منوی کاربری


این وبلاگ را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید!     با ما تماس بگیرید!     این وبلاگ را صفحه خانگی خودتان کنید!


 

 پیغام مدیر : خوش آمدید

   کاربران آنلاین :

.


نظر سنجی

این وبلاگ تاچه حدی خوب بوده است 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 


آدرسهای ورود

www.mhg.persianhackers.com

www.mhg.bigestblog.com
www.mhg.mihanblog.com

www.mhg.myblog.ir


وضعیت در یاهو


صفحات وبلاگ

 1  2  3  4  5  6  7  ...


لینک به ما / لوگوی دوستان

 

لینک به ما

.

از سکس بهتره بیا تو کلیک کن تا فیلتر نشده


 


لوگوی دوستان

 





 

برای تبادل لوگو پیغام بگزارید.

 


آمار وبلاگ

 امروز : پنجشنبه 30 آبان 1387
 بازدید های امروز :
 بازدید های دیروز :
 كل مطالب :
 كل نظرها :
 كل بازدید ها :
 ایجاد صفحه : - ثانیه

 


با تشکر از

 

 


مجتبی ابراهیمی

قدرت از : میهن بلاگ

 



 بیوگرافی نانسی [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

خیلیها با آهنگ آه و نص با موسیقی عربی آشنا شدند، خیلیها با آلبوم یاطبطب بود که عاشق آهنگهای عربی شدند، خیلیها با انت ایه گریستند و خیلیها هم با احساس جدید عاشق شدند.این آهنگها برای کسی هست که با ورودش به دنیای موسیقی، به موزیک عربی طراوتی تازه بخشید و با کلیپهای زیبا و صدای دلنوازش هر بیننده و شنونده ای را مجذوب خود ساخت


NANCY AJRAM 

نام کامل: نانسی نبیل عجرم

شهرت: نانسی عجرم

محل تولد:الشرفیه/لبنان

تاریخ تولد:may 16th 1983

آدرس میل شخصی: info@ nancyajramonline.com

www.nancyajramonline.comوب سایت رسمی :

 

 خیلیها با آهنگ آه و نص با موسیقی عربی آشنا شدند، خیلیها با آلبوم یاطبطب بود که عاشق آهنگهای عربی شدند، خیلیها با انت ایه گریستند و خیلیها هم با احساس جدید عاشق شدند.این آهنگها برای کسی هست که با ورودش به دنیای موسیقی، به موزیک عربی طراوتی تازه بخشید و با کلیپهای زیبا و صدای دلنوازش هر بیننده و شنونده ای را مجذوب خود ساخت. او کسی نیست جز (( نانسی عجرم )). حرکات زیبا و کودکانه و در عین حال با آهنگهای بسیار زیبا و حرفه ای خود، باعث شد تا خیلی زود در دل میلیونها انسان در سرتاسر جهان جای بگیرد.حال او یکی از بین المللی ترین خواننده های خاورمیانه به حساب می آید. بطوری که حتی کسانی که به هیچ عنوان با زبان عربی آشنا نیستند موزیکهای او را میشنوند و لذت هم میبرند.

نانسی عجرم به عنوان یکی از زیباترین خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت که کار خواندن را شروع می کند و از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اودیت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پیشکسوت هستش  به صورت حرفه ای شروع کرد! او هنگامیکه که 12 سال داشت در برنامه ای در تلویزیون به نام ستارگان آینده شرکت می کند و به مدال طلا دست پیدا می کند . یکی از خوانندگان مصری که در آن برنامه شرکت کرده بود صدای نانسی را به صدای خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبیه کرده است . بعد از آن او به طور جدی کار موسیقی را تحت نظر بهترین معلمان موسیقی دنبال می کند و در سن 18 سالگی به عنوان یک خواننده حرفه ای معروف می شود.

 

 اولین آلبوم نانسی به نام محتجالک  در سال ۱۹۹۸بیرون آمد که حاصل کار او تا به   حال(خرداد/۸۶)  ۶ آلبوم هست:

1998 محتجالک

2001 شیل عیونک عنی  

۲۰۰۲ یا سلام

۲۰۰۴آه و نص

2006 اطبطب و دلع

۲۰۰۷  شخبط شخابیط

 

همینطور برخی از ویدیو های نانسی به شرح زیر میباشد

محتاجلک

شل عیونک عنی

اخاصمک آه ۲۰۰۲

یا سلام ۲۰۰۲  (برنده بهترین کلیب در سال ۲۰۰۳)

یای سحر عیونو ۲۰۰۳

آه ونص ۲۰۰۴

لون عیونک ۲۰۰۴

قول تانی کده ۲۰۰۵ (همراه کمپانی کوکاکولا)

انت ایه ۲۰۰۵     

انا یلی بحبک 2006

معجبه مغرمه2006

یا طبطب2006

احساس جدید ۲۰۰۶

شخبط شخابیط (به همراه چند آهنگ دیگر از همین آلبوم) ۲۰۰۷

الی کان ۲۰۰۷                                                            

نانسی یک برادر بنام نبیل دارد که خودش خواننده هست و یک خواهر هم بنام  نادین  دارد  که به گفته خودش بهترین دوست اوست ! برای علاقه مندان به نانسی باید بگم که قد نانسی ۱۶۸سانتی متر و وزن او  50 کیلوگرم هست.نام پدر نانسی نبیل عجرم و نام مادرش ریواندا عجرم نام دارد.نانسی ساکن شهر نیوشیلا در لبنان هست.       

نانسی عاشق شکلات و شیرینی و کارتون تام و جری هست!و همانطور که میدونید نانسی با کمپانی کوکاکولا همکاری دارد.

و بالاخره بخاطر این همه محاسن خوبی که نانسی داره به اون لقب سیندرلا را داده اند



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 گفت‌و‌گویی با گلشیفته فراهانی [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

تو این دنیا به حرف کی گوش ‌می‌کنی؟
حرف طبیعت.

با گل‌ها رابطه‌ات خوبه؟
همیشه قربون صدقه‌ی گل‌ها می‌رم.

تو قبلاً رودخونه نبودی؟
رودخونه بزرگترین معلم زندگی منه.

چرا این‌قدر خوب بازی می‌کنی؟
خیلی باور می‌کنم.

کی باور می‌کنی؟
اوجش زمانی‌ست که در حال بازی هستم‌. یعنی بوق دوربین را می‌شنوم.

الآن یه سناریو به تو پیشنهاد کرده‌ن و شب می‌بری خونه و می‌خونی. تا شروع فیلمبرداری چه بر سر تو و سناریو میاد؟
یک بار بیشتر نمی‌خونم ولی اگه خیلی خوشم بیاد باهاش زندگی می‌کنم.

ملاک انتخابت چیه؟
حرفیست که فیلمنامه می‌زنه.

عوامل سازنده رو به فیلمنامه سنجاق می‌کنی؟
بله به ویژه فیلمبردار خیلی برام مهمه.

حالا فیلم را قبول کردی، باهاش چیکار می‌‌کنی؟ از اول تعریف کن.
بستگی داره. اگر فیلمنامه‌ای باشد که تمام جزئیات آن را پذیرفته باشم، مثل یک گلادیاتور برای شهید شدن به میدان جنگ می‌رم. ولی اگر نپذیرفته باشم، همانند آدمی هستم که پشت صحنه‌ی جنگ یک ذره لباسهاش رو سوهان می‌‌زنه ، سؤال می‌کنه کمربندش سفته یا نه، بعد که شرایط آماده شد به میدان جنگ می‌رم.

چند سالته؟
24 سال.

این‌ها را از کجا یاد گرفتی؟ پدر و مادرت که آرتیست‌های درجه‌ی یکی هستند به تو کمک کردند؟
- به هر حال زندگی در آن خانواده من را ساخته.

اگر یک سناریو را دوست نداشته باشی و قرار باشد کار کنی چه بلایی سرت میاد؟
خیلی بهم بد می‌گذره. مثل یک مادری که می‌دونه بچه‌ی ناقص داره ولی به هر حال اون را به دنیا می‌آره و پاشم می‌ایسته، من هم پای بچه‌ی ناقصم می‌ایستم. بهزیستی نمی‌ذارمش ولی خوب خیلی خوش ‌می‌‌گذره.

گریه‌ام انداختی... قیل از اینکه کلید بزنن تمرین می‌کنی؟
معمولاً، من همیشه دوست دارم پارتینرم را جلوم ببینم. ولی تمامی اوقات که پارتینرم را دوست ندارم به دیوار نگاه می‌کنم. چون حسی که به من می‌ده اشتباهه و من ترجیح می‌دم در تخیل خودم آدمی را که حس درس می‌ده به جای او بذارم، ولی من بیشتر اوقات شانس این را دارم که بهترین پارتینر‌های دنیا را داشته باشم.

این رابطه‌ بعد از کار تمام میشه؟
اکثراً بله. ولی زمان درخت گلابی خیلی اذیت شدم.

چه خوب شد این رو گفتی. الآن که از درخت گلابی دور شدی ، چه حسی داری وقتی بهش نگاه می‌کنی؟
خیلی فکر می‌کنم از آن اتفاقاتی است که یک بار در زندگی هر آدم پیش می‌آد که بتونه اینقدر راحت خودش رو بازی کنه .

چند سالت بود؟
14 سال.

خوب معمولاً وقتی کار‌ می‌کنی، زندگی‌ات چه جوریه؟
تعطیله. بستگی به حال و هوای کار داره یعنی من وقتی کار غمگین بازی می‌کنم خیلی زندگی‌ام غمگینه و وقتی کار شاد بازی می‌کنم خیلی شادم.

وقتی نقشی را بازی می‌کنی، موسیقی‌هایی که گوش می‌کنی و کتابه‌ا‌یی که می‌خونی و معاشرتی که در کل جهان داری متناسب با آن نقش است؟
معمولاً وقتی کار می‌کنم کتاب نمی‌خونم چون کتاب من رو با خودش می‌بره و سوار میشه ‌به کاری که می‌کنم و در روابط بین آدم‌های آْن کار هم خیلی درگیر می‌شم. وقتی در سنتوری کم‌کم عاشق علی می‌شم توی کار واقعاً عاشق او هستم.

شب‌ها با رؤیای کاری که می‌کنی می‌خوابی؟
وقتی کار می‌کنم زنی هستم که حتی خوابش هم مال خودش نیست و تمام شب حرف کار فردا را می‌زنم.

شعر زیاد می‌خونی؟
نه ولی همه چیز را شعر می‌بینم. زندگی‌ام شعره.

خودت رو هم شعر کردی...گلشیفته‌جان جوان‌های زیادی هستند که تو را می‌خوانند و حالا می‌خواهند بازیگر بشوند تو چه کمکی می تونی به اون‌ها بکنی؟
بزرگترین کمکم اینه که بگم این حرفه را درست بشناسن .

چه جوری؟
میشه خواند و تئاتر کار کرد چون تئاتر یک کلاس برای بازیگر شدنه.

من یک جوان شهرستانی غریب هستم، چه کنم که یک گروهی به من اجازه بدهند باهاشون کار کنم؟
یک سری آدم بشن، با هم کار کنن، بنویسن، برن توی خیابون اجرا کنند، کسی که عاشق بازیگری باشه این کار را می‌کنه.

تو تئاتر کار می‌کنی؟
در بچگی در جشنواره‌ی عروسکی کار کردم و بعد هم یک تئاتر در دوازده سالگی با پدرم برای بیماران هموفیلی و همین‌طور مریم و مردآویج را با پدرم کار کردم.

دانشگاه رفتی؟
بله، ولی ول کردم .

چه رشته‌ای؟
موسیقی. حالا چطور شد؛ من داشتم می رفتم اتریش که سولیست بشم. هفته‌ی آخر با بلیط و خونه‌ی اجاره شده در وین، گفتم من نمی‌خوام برم. احساس کردم این چیزی نیست که من از زندگی‌ام می‌خوام.

زمانی که موسیقی می‌خوندی، می‌خواستی نوازنده‌ی درجه‌ی یکی بشی؟
بله، ولی کاملاًٌ اشتباه بود، چون من زمانی که هنرستان می‌رفتم ملودی‌های باخ و موتزارت رو می‌زدم ولی متالیکا گوش می‌کردم.

دیروز با آریا عظیمی‌نژاد عزیزم صحبت می‌کردم و گفتم ما بین شجریان و محمد اصفهانی و شوپن و چایکوفسکی و حتی گاهی بین جواد یساری و لئونارد کوهن موندیم. این خصوصیات موسیقیایی ماست. در فیلم "میم مثل مادر" ویلون را خیلی درست و خوب می‌زدی. قبلاً ساز زهی زده بودی؟
من از 4 سال‌گی پیانو می‌زدم و معلم‌های مختلفی داشتم که مهمترینش سروش دهبستی بود. روی من یک سرمایه‌گذاری فرهنگی شده بود که یک پیانیست بزرگ بشم و از 12 سالگی در هنرستان موسیقی تحصیل می‌کردم. هنرستان خیلی سطح بالا بود و ما از هر نظر پخته و عالی بودیم. در همان جا با ساز‌های مختلف آشنا شدم و در فیلم هم مدام به آقای ملاقلی‌پور می‌گفتم که شما هم اگر نخواین که دقیق ویولن بزنم من می‌خوام. چون دوستان من این فیلم را می‌بینند و می‌گویند خاک بر سرت تو که هنرستانی بودی چرا اینجوری زدی.

رغبت آهنگسازی هم داری؟
بله، بیشتر در تنظیم استعداد دارم، در ملودی کمتر. یک آهنگ دارم که شعرش مال برادرمه ولی بقیه‌ی کار‌ها را خودم انجام داده‌م. اینجوریه:
ره رو شهر تاریک گربه کجایی
نزدیک راه باریک سوی رهایی
این‌ها دو تا گربه هستند که با هم سؤال و جواب می‌کنند ساکسیفون هم داره..
قرص ماه توی چشات خوابیده ‌آروم
دوست دارم یک لحظه باز بشینی پهلوم.

من خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیدم که ما به دنیا اومدیم تا فرشته بشیم. و فرشته شدن هم مثل تمام کارهای دیگه احتیاج به مشق کردن داره تو نمی‌خوای فرشته بشی؟
به نظر من فرشته ها بدبختن چون نمی‌تونن کار بد بکنن. ولی به نظر من این‌که آدم بتونه کار بد بکنه و نکنه، یک گل می‌شه که تنها رسالتش تو این دنیا اینه‌که زیبا باشه.

به مرگ زیاد فکر می‌کنی؟
به طور غیر معمول از کودکی و بعد از آن هم مرگ ملاقلی‌پور من را تکان داد .

مرگ باعث می‌شه که ما عمیق بشیم. خیلی آموزنده ‌است و چیز‌های خوبی به ما یاد می‌ده. گفتی ملاقلی‌پور را دوست داشتی، چرا؟
یک وجه مشترک بین ما بود که در عین حال که دور و برمان شلوغ بود، خیلی تنها بودیم.

ملاقلی‌پور آدم غمگینی بود، دائم می‌خندید ولی پشت تمام این‌ها یک اندوه وجود داشت، احساس غبن و از دست دادن در او لبریز بود. چه چیزهایی به تو یاد داد؟
بزرگترین خصوصیت او این بود که با درد انسان‌های دیگر درد می‌کشید و یک بار در رستورانی در کیش به پسر نابینایی بر‌خورده بود که آواز می‌خواند و برای ملاقلی‌پور نامه نوشته بود که من همیشه دوست دارم در فیلمی آواز بخوانم. بعد در "میم مثل مادر" آمد و خواند یا دختری را در خیابان با ویلچر دیده بود گفت این برکت فیلم ماست که نقش دختر جمشید هاشم‌پور را بازی کرد. آن دختر هیچوقت حرف نمی‌زد و بعد از آن فیلم شروع به حرف‌زدن کرد.

او هم متقابلاً تو را دوست داشت؟
اوایل نه‌، کمی با نظرات من جنگ داشت ولی بعد که من دستم را زدم توی شیشه...

مگه توی میزان سن نبود؟
نه. قرار بود با کپسول بزنم .

چرا با کپسول نزدی؟اصلاً مگر فیلمبردار پیچ تیلت و پن را نبسته بود؟
دست خودم نبود به فیلمبردار هم ندا داده بودم که یک اتفاقی می‌افتد ولی نمی‌دونستم چی.

در حوزه‌ی کار بازیگری دو راه وجود دارد که به نقشت برسی؛ یا تکنیکال یا غریزی. تو خیلی غریزی هستی و به نظرم اگر قرار باشد اتللو را بازی کنی باید هر شب یک دزدمونا را خفه کنی!
خفه نمی‌کنم ولی به اندازه‌ی اتللو پیر می‌شوم. موهای من در "میم مثل مادر" سفید شد و من صدای سفید شدن موهایم را شنیدم. یک بار دست من در صحنه‌ای که بچه‌را دارم می‌اندازم‌، یکهو سیاه شد و من بیهوش شدم. من توی سیاهی بودم و فقط صدای ملاقلی‌پور بود که می‌گفت: گلی جان دخترم! درد‌هات رو بده به من ! درد‌هات رو بده به من ! من انگار ته چاه بودم و دائم چنگ می‌انداختم به صدای او تا از چاهی که در آن سقوط کرده بودم بیرون بیام.

گلشیفته همین الآن دلت می‌خواد تو این چکه‌ی آخر مصاحبه چه چیزهایی بگی؟یا یه جور دیگه بگم الآن در این صفحه یک جایی داری برای محاکات.
من خیلی ناراحتم که طبیعت ایران این‌طور شده. نمی‌دونم چرا نباید در مدرسه‌ها درس محیط زیست داشته باشیم که بچه‌ها بدونن آیا پلاستیک در طبیعت می‌مونه؟ چطور بچه‌ها می‌تونن توی کویر یا سر آب گنجشک‌ها را بکشند. گنجشک آبی، زرد و... چرا خاک را پاس نمی‌داریم ما که همیشه مقدس‌ترین جا‌ها برامون کنار آب بوده، زمین بوده، زمین مادر بوده و الآن هیچی نیست. من می‌گم آدمیان از بین برن مهم نیست، هنر 20 سال عقب بمونه مهم نیست، ولی ببر مازندران را کی دوباره درست می‌کنه؟ اگر نسل گوزن زرد که مخصوص ایرانه از بین بره کی دوباره آن را به وجود می‌آره‌؟ درخت‌های پانصد ساله‌ی شمال را که قطع می‌کنند چه جوری جبران می‌شه. من باید کاری کنم که چیزهایی را که داره از بین می‌ره و من عاشقشون هستم، حفظ کنم.



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 همه چیز درباره مهدی سلوکی [بیوگرافی شخصیتها , ]

 
مهدی سلوکی

سلوکی در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنیا آمد، پدرش افسر نیروی هوایی ارتش و اصالتا تهرانی است، زمانی که مهدی به دنیا آمد، سرهنگ سلوکی مامور به خدمت در پایگاه هشتم شکاری نیروی هوایی در اصفهان بود و به همین دلیل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پایان ماموریت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت

مهدی سلوکی در 14 خردادماه سال 1361 در اصفهان به دنیا آمد، پدرش افسر نیروی هوایی ارتش و اصالتا تهرانی است، زمانی که مهدی به دنیا آمد، سرهنگ سلوکی مامور به خدمت در پایگاه هشتم شکاری نیروی هوایی در اصفهان بود و به همین دلیل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پایان ماموریت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و در محله نارمک تهران سکنی گزید. او در هنرستان مالک اشتر تهران، درس خواند و در همین مقطع هم بود که جذب کار هنری و تلویزیونی شد . هنوز نقاشی هنر اول مهدی بود و تا قبل از پخش مجموعه نرگس مهدی نیز در تمام مصاحبه‌هایش رسما می‌گفت که بازیگری نه شغل اول اوست و نه عشق و هنر اول و همیشه تاکید داشت که نقاشی را ترجیح می‌دهد اما امروز دیگر چنین نیست. رانندگی پشت فرمان اتومبیل به همان اندازه که برای مهدی جذابیت تفریحی دارد، برای خانواده و دوستدارانش نگران‌کننده است چون او عاشق سرعت بوده و حتی در زندگی خصوصی هم معمولا با سرعت تصمیم گرفته و عمل می‌کند! البته مهدی راننده ماهر و باتجربه‌ای است، اما به دلیل همین سرعت به طور متوسط هرماه تصادفی می‌کند و هرگز کسی اتومبیل او را سالم ندیده! (اولین ماشین او رنوی سفید بود، بعد پراید خرید و حالا 206 سبز دارد)... او عاشق پرسپولیس و رئال مادرید است، از بازی برزیل هم خوشش می‌آید، بهترین بازیکن فعلی ایران را علی کریمی و جهان را رونالدینیو می‌داند. او بهترین فوتبالیست‌های تاریخ ایران و جهان را، احمدرضا عابدزاده و مارادونا می‌داند... بهترین دوست ورزشی‌اش «علی انصاریان» است. بهترین شهر ایران را شیراز و بهترین مقصد برای سفر را شمال می‌داند... بهترین رنگ از نظر او قرمز است.


 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 بیوگرافی یانگوم [بیوگرافی شخصیتها , ]

 
یانگوم

لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف
کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای
جنوبی آسیا .

لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای جنوبی آسیا .
زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد . در سال های اخیر او به عنوان دختردوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را تسخیر کرده است .
محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای در نقش یانگوم بسیار افزایش یافت.
این درام آن قدر موفق بود که بسیاری از کشورها پس از پایان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند .
در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در منزل بودند فقط برای تماشای این سریال !
در چین میلیون ها بیننده سریال را میدیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود . بعد از آن " لی یانگ ا " دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،چین و ژاپن شد .
در 12 سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود . در چین مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لینام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد .
دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیخ این سریال چهار نقاشی از پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش به نمایش گذاشت .
او در زندگی نامه اش به نام " عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد .
او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیغ شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد .
در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود . از آن پس او برنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را تغییر نداد . مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر ( یانگوم ) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانوی انتقام" .
او گفت چیزی که نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است . لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005 و Beaksang Art
Awards در سال 2006 برای فیلم "همراهی با بانوی انتقام"به دست آورد .
در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات الکترونیکی است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی LG باشد . ضمن بستن این قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای آسیایی برگزار خواهد کرد .



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 بیوگرافی امین حیایی ( بازیگر ) [بیوگرافی شخصیتها , ]

 
امین حیایی ( بازیگر )

فارغ التحصیل کامپیوتر.
همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر).
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "دو همسر" (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.
- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.

نام اصلی: امین
نام خانوادگی اصلی: حیایی
......................................
تاریخ تولد: 1349
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
......................................
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل کامپیوتر

بیوگرافی

فارغ التحصیل کامپیوتر.
همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر).
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "دو همسر" (اصغر هاشمی) در سال ١٣٧٠.
-
در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.
-
خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم "سیب سرخ حوا" (1378) چندان موفق نبود.
-
او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای "هتل کارتن"، "دست های آلوده" و بخصوص در فیلم "مزاحم" که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.
-
او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت
-
بازیهای متفاوت او در سال 1382: "عروس خوش قدم" و "دختر ایرونی" و در سال 1383 با فیلمهای "کما" و "مهمان مامان" نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم "دختر ایرونی" از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.
بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم "زن زیادی" در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد.



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 گفت وگو تلویزیون [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

 در یک محیط هنری زاده و بزرگ شده است. از 7 سالگی با بازی در نمایش سنجاب ها فعالیت هنری ‏خود را آغاز و بعدها تحصیلات آکادمیک خود را در این رشته ادامه داد. در 12 سالگی اولین فیلم سینمایی خود-ترنج، ‏محمدرضا اعلامی- را بازی کرد و چند سال بعد با سریال "پدرسالار" به شهرت رسید. شاید کم کاری و گزیده کاری ‏اش باعث شده تا نقاط اوجی چون قرمز را در کارنامه وی کمتر ببینیم. او بعد از مدت ها با بازی در نقش "روشنک" در ‏سریال جنجالی "ساعت شنی" دوباره به صفحه تلویزیون بازگشته است. نقشی که می تواند نقطه اوج تازه ای را برای ‏کارنامه بازیگری وی رقم بزند. در تهران پای حرف های او نشسته ایم....‏

گفت وگو با کمند امیرسلیمانی
‎‎ستاره هالی از کنار من عبورکرد‏‎‎

‎‎بالاخره با "ساعت شنی" دوباره به تلویزیون برگشتید، چند وقتی است که کم کار هستید.علت چیست؟‎ ‎‎‎
ساعت شنی را هم من سال گذشته کارکردم. راستش را بخواهید چندان رغبت نمی کنم که درهرکاری حضور ‏پیداکنم.روحیه ام نسبت به کار کردن قدری ضعیف شده است‏‎.‎

‏به هرحال یک بازیگر سینما به دلایلی هراز چندگاه می تواند از کارکردن سرباز زند.این دلیل برای کمند ‏امیرسلیمانی چیست؟
یک مقدار درگیرفرزندم هستم. دلیل بعدی این است که نقش ها و کارها حداقل دلخواه من نبوده است. الان بعد از مدتها ‏است که از مردم می شنوم که از ساعت شنی خوش شان آمده و این بهترین کاری است که پخش می شود. این مرا ‏خوشحال می کند‏‎.‎

‏از قبل هم سابقه همکاری با بهرام بهرامیان، کارگردان ساعت شنی، داشتید؟‏
بله. در سریال مشق عشق یک تجربه بازی خوب با ایشان داشتم. با توجه به بازیگران خوبی هم که در سریال ساعت ‏شنی دورهم گرد آمدند تصمیم گرفتم بازی کنم. الان که با دست اندرکاران این سریال ارتباط برقرار می کنم همه آنها ‏راضی هستند. فقط اگر دستمزدهایمان کاملا پرداخت شود دیگر هیچ مشکلی نیست.[می خندد]‏

‏در یک مصاحبه از شما خواندم آقای شریفی نیا به عنوان انتخاب بازیگر به سراغ شما نمی آید. اما حالا ‏دراین مجموعه قصه فرق کرده است.‏‎‎
‏[می خندد] بله. بالاخره ستاره هالی هم هرچند یک بار از کنار من می گذرد. البته من همچنان این بحث را با آقای ‏شریفی نیا به صورت طنز دارم. اما خوب شاید واقعاً نقش هایی را که ایشان می خواندند به من نزدیک نبود‏‎.‎

‏قبول دارید "روشنک" در سریال ساعت شنی هم به نقش های قبلی شما نزدیک است؟‏
بله. تنها مشکل من با این کار شخصیتی بود که بازی می کردم‏‎.‎

‏شفاف تر صحبت کنید. یعنی روشنک آن طور که می خواستید نبود یا اینکه...‏‎‎
ببینید من 14 سال پیش سریال "پدرسالار" را بازی کردم و هنوز هم مردم مرا به چشم یک دختر لج باز می بینند. دیگر ‏از نقش دخترهایی که در برابر دیگران می ایستند و حرف خود را می زنند خسته شده ام. ولی چه کنم که اینها بیشتر به ‏من می نشیند و انگار بهتر از کارهای دیگر من می شوند‏‎.‎

‏فکر می کنید باید نقش دیگری را در این مجموعه بازی می کردید؟‏
بله. از نظر من شخصیت های مینا و مهشید خیلی چند بعدی تر هستند وجای کار بیشتری داشتند. روشنک ابعاد خاصی ‏برایم نداشت شاید به دلیل اینکه نقش برای من تازگی نداشت‏‎.‎

‏چه فاکتورهایی شخصیت های مینا و مهشید را برای شما جذاب تر کرده است؟‏
این نقش ها برایم تازگی داشتند به دلیل اینکه هیچ وقت شرایط زندگی آنها را درک نکرده ام. نه لمس شان کرده ام و نه ‏بازی. درمورد این نقش ها است که بازیگر می تواند از خود خلاقیت هایی را بروز دهد‏‎.‎

‏خیلی از همکاران شما معتقدند که اغلب فیلمنامه هایی را که نوشته می شود مردانه هستند. اما درمورد ‏ساعت شنی می بینیم که معضلات و مشکلات زنان به تصویر کشیده می شوند. چقدر با طرح این موضوع ‏موافقید؟
به نظر من مهم ترین ویژگی این سریال این است که زنان در آن نه خوب خوب هستند و نه بد بد‎.‎

‏خیلی ها فکر می کردند بعد از "پدرسالار" کمند امیرسلیمانی حضور پر رنگ تر از این را داشته ‏باشد.‏‎‎
بله. اما وقتی آدم یک کار خوب را انجام می دهد وارد جوی می شود و منتظر است یک کار بهتر با شرایط به مراتب ‏بهتر است. از طرفی بعد از پدرسالار من سریال هفت سنگ را کارکردم که ضبط آن یک سال و نیم طول کشید و پخش ‏خوبی هم نداشت. بنابراین به نظر رسید که من 3 سال از عمرم را کاری نکردم‏‎.‎

‏به جزساعت شنی درآینده چه کاری را از شما خواهیم دید؟‏
یکی از اپیزودهای سریال "پنجره"‏‎ ‎را کار کرده ام که گویا اجازه پخش نگرفت. یک فیلم هم به نام "مظفرنامه" با آقای ‏ورزی کارکردم که طبق معمول ساعت پخش مناسبی نداشت و هیچ کس آن را ندید‎.‎



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 مصاحبه اختصاصی با شادمهرعقیلی [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

خیلی از بچه ها میگن که دلشون برای سبک آلبومهای مسافر و دهاتی تنگ شده، آیا تصمیم داری که تکرارشون بکنی؟
بهتر به این آلبوم جدید گوش کنید، مخصوصا یک آهنگی هست به اسم ماندگار که سبکش با بقیه آهنگها فرق داره، اینو گوش کنید و بعد حرف میزنیم، ریتمش آرومه و به قول بچه های ایران ارزشی هست!

شادمهر در راهروی قرمز
بعد از کنسرت روز یکشنبه شادمهر عقیلی در آنتالیا، نشستیم یک گپ خودمونی با شادمهر زدیم و سوالهایی که شما برای شادمهر فرستاده بودین را ازش پرسیدیم.

بد نبود، اولش یکم دیر رسیدیم و مردم معطل شده بودن ولی بعدش خیلی خوب بود، مخصوصا سیستم صوتی که ظاهرا شب قبلش مشکل داشته، ولی سر کنسرت ما به خوبی کار کرد.

خبرها مربوط به تو زیاده، اول از آلبوم جدیدت پاپ کورن شروع کنیم، دیگه قراره به همین زودی بیاد بیرون نه؟

امیدوارم تا آخر سپتامبر ( اوایل مهر)

شادمهر
شادمهر در شب کنسرت آنتالیا

شنیدم الان که آنتالیا هستی تصمیم داری که ویدیوی چندتا از آهنگهای این آلبوم جدید را ضبط کنی؟

آره، قرار امشب بریم به یک باشگاه نظامی تا در اونجا برای دو تا از آهنگهای این آلبوم جدید یک مقداری تصویر بگیریم و برای ساخت ویدیوی آهنگها از اونها استفاده کنیم.

آهنگ محال را هم شنیدم و تا شنیدمش حسابی منو گرفت. چند ماه پیش که کانادا بودم،این آهنگ جزو آهنگهایی نبود که داشتی روش کار می کردی، اینو در این مدت ساختی؟

یکسال و نیمی هست که روش داشتم کار می کردم، می ساختم، خوشم نمی اومد و دوباره از اول بصورتی کاملا متفاوت می ساختمش.

شادمهر
گفتگو تو هتل

وسواس؟

آره

یکخورده از آهنگ محال برامون میگی؟

شاعرش شیدا شفیعی هست و تنظیم آهنگ از خودم هست. یکهویی آهنگش را ساختم. تجربه بهم نشون داده که وقتی یک آهنگ را یکهویی می سازم و بدون فکر کردن، بهتر از آب در میاد! این آهنگ را هم اینجوری ساختم.

تو مصاحبه قبلیت با من در کانادا گفته بودی که می خواهی بری کوبا، چی شد؟

اینها شایعاتی هست که تو ساختی (شوخی!) ولی ویدیو پاپ کرن را در کوبا ساختم و اونجا که بودم چندتا ایده جدید گرفتم که دوتا آهنگ را با ریتم اونجایی (کوبایی) ساختم. یک خونه هم اونجا گرفتیم که زمستونها از کانادا فرار می کنیم میرم اونجا و به خاطر اینکه محیط طبیعیش بکره جون میده برای موزیک ویدیو ساختن!

شادمهر
شادمهر در یکی از هتل های کنار ساحل آنتالیا

ویدیو کدوم آهنگها؟

دوتا از آهنگهای آلبوم جدیدم، یکیش هنوز اسم نداره ولی اون یکی اسمش هست حالا بیا اینجا

موضوع ایران رفتنت چی میشه؟

واسه کار نمیرم ، اگر برم برای دیدن خانواده هست و هنوز هم تصمیم خاصی در موردش نگرفتم.

یک سوال عجیب پرسیدن که آیا پدر شدی یا نه؟

نه هنوز!

شادمهر

تنها زندگی میکنی؟

آره!

من میدونم تو تنها نیستی، الکی میگی، تو با استودیوت زندگی میکنی!

در آهنگ پاپ کورن بعضیها پرسیدن که چرا آهنگ قدیمی براش انتخاب کردی، بعضی ها پرسیدن که چرا شعرش اینجوری هست و فرق داره؟ تا اونجایی هم که من از این آلبوم جدید فهمیدم اینه که یک نهضت جدیدی را شروع کردی و دیگه از آهنگهای منفی اومدی بیرون، میشه خودت توضیح بدی؟

در این آلبوم جدید من بیشتر به ریتم توجه کردم تا موضوعات شعری، شعرهاش بیشترعاشقی هست و داستان آلبوم خیالی نیست دیگه تموم شده!

راستی اینجا کنار ساحل رفتی؟

آره جاتون خالی، خیلی وقت بود که با بر و بچ کنار دریا نرفته بودیم. کانادا که نمیشه ساحل رفت ولی اینجا خوب بود و خیلی خوش گذشت.

شادمهر
دو سه روز بعد، قبل از برگشتن شادمهر به کانادا

شنیدیم وقتی رفتین روز بعدش برگشتین، نه؟

آره ساعت ۲ بعد از ظهر رفتیم و ساعت ۸ صبح روز بعد برگشتیم.

خیلیها پرسیدن که چرا سبک آهنگهات عوض شده؟

من کلا آدم تنوع طلبی هستم و دوست دارم سبک کاریم را عوض کنم.

شنیدم که دوبی هم کنسرت داری، قرار بود بیایی آنتالیا و برگردی کانادا. حتما گفتی تا اینجا هستی یک سری هم به دوبی بزنی؟

آره، ۱۳ سپتامبر در دبی کنسرت داریم. مدیر برنامه های من همیشه اینجوری منوغافلگیر می کنه، همین امروز تصمیم گرفته!

شادمهر

یکی سوال پرسیده که گفته بودی تو ایران به کارهات گیر می دادن و به همین دلیل رفتی کانادا ولی الان در ایران یک عالمه کار می آید بیرون که شبیه به کارهای تو، یعنی فقط جا برای تو تنگ بوده ؟

در ایران یک مرزی وجود داره واسه معروف شدن، اگر از اون مرز رد بشی برات مشکل پیش می آید، برای خیلی از هنرمندها و ورزشکارها هم مشکلاتی شبیه به من وجود اومده، من تنها نبودم.

یکی پرسیده آیا درسته که در ایران عاشق شده بودی و دختره ولت میکنه و این باعث میشه که سالها احساس دل شکستگی بکنی؟

نمی دونم والا چی بگم!

قالت گذاشته دیگه!

آره حتما!

ولی من شنیدم که بیشتر قال میگذاری تا بگذاری! یکی پرسیده شادمهر از چه تیپ دختری خوشش می آید؟ دماغ عمل کرده با نکرده؟

بازم نمیدونم چی بگم والا! بهتره که اصل باشه!

شادمهر

اون ماجرا آلبوم تقلبی که در موردش حرف زدیم به اسم تلافی، چقدر این موضوع بهت ضرر زد؟

خیلی آدم حالش گرفته میشه، اینهمه زحمت میکشی یکی بیاد از اون بغل یک لگد بهت بزنه بره!

خیلی از بچه ها میگن که دلشون برای سبک آلبومهای مسافر و دهاتی تنگ شده، آیا تصمیم داری که تکرارشون بکنی؟

بهتر به این آلبوم جدید گوش کنید، مخصوصا یک آهنگی هست به اسم ماندگار که سبکش با بقیه آهنگها فرق داره، اینو گوش کنید و بعد حرف میزنیم، ریتمش آرومه و به قول بچه های ایران ارزشی هست!



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 06:07 ق.ظ

 

 [+] | نظرات ! ()
 

  [عمومي , ]

 

با سلام این سایت با قدرت هرچه تمام تر شروع به کار نمود

با تشکر از همه بازدید کنندگان



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 15 تیر 1387 و ساعت 07:07 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 مژده [عمومي , ]

 

سلام به زودی با وبلاگی متفاوت روبرو خواهید شد 



 نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 13 آذر 1386 و ساعت 06:12 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 «ناصر عبداللهی» را به قتل رسانده‌اند [خبر , ]

 

در مراسم تشییع پیكر «ناصر عبداللهی»عنوان شد:

«ناصر عبداللهی» را به قتل رسانده‌اند


خبرگزاری فارس: پیكر مرحوم ناصر عبداللهی خواننده جوان كشورمان امروز در حالی از مقابل تالار وحدت تشییع شد كه یكی از سخنرانان در مراسم وی مدعی به قتل رسیدن این هنرمند شد.


به گزارش خبرنگار فارس،در مراسم تشییع پیكر «ناصر عبداللهی»كه با حضور محمد حسین احمدی مدیركل دفتر موسیقی و شعر وزارت ارشاد، دیرباز نماینده مجلس در بندرعباس، هنرمندان و خانواده آن مرحوم و جمع زیادی از علاقه‌مندان صبح امروز در تالار وحدت برگزار شد،«محمدعلی چاووشی»رئیس صنف شركت‌های تولید محصولات شنیداری با بیان اینكه «عبدالهی»شهید اندیشه علوی است، گفت: او نازنین هنرمندی بود كه بدون تردید مورد هدایت و حمایت اولیاء الهی بود. دوربین‌های شبكه اول سیما برای اولین بار در دهه فجر و در بندرعباس او را به به عنوان یك حادثه هنری شكار كردند و ناشر محترمی برای اولین بار آثار او را روانه گوش‌های مردم نمود. ناصر جوان فرزانه‌ای بود كه فرصت بسیاری برای ارائه آنچه در ذهنش بوده نداشت.«عبداللهی»فرا فرقه بود و خوشا به حالش كه نیالوده به عصیان رفت. متاسفانه دهان‌های آلوده و برخی مطبوعات اتهامات ناروایی به این مرد بزرگ روا داشتند.
در صورتی كه در زمره هنرمندان و موسیقی دانان جوان كمتر كسی به تدیین، پاكی و نجابت او بود.

چاووشی ادامه داد:«عبداللهی»ارادت بسیار به اهل بیت داشت و پاره‌ای از دشمنان اهل بیت خواستند سیمای او را لكه‌دار كنند.
وی تصریح كرد: روز قبل از فوت ایشان با «امیدوار رضایی»رئیس كمیسیون بهداشت و درمان مجلس به عیادت او رفتیم ایشان ضمن بازبینی تمام آزمایشات تشخیص دادند علت به كما رفتن وی مسمومیت نبوده بلكه ضربه خورده است.
چاووشی تاكید كرد: «ناصر» شهید اندیشه علوی است و حتما دستگاه‌های دست اندركار به نمایندگی از این سیل سرشك و موج عاطفه به خون خواهی او برخواهند خواست و اگر اندیشه وهابیت تاب این صبوری را نداشته است حتما خون او گریبان قاتلان را خواهد گرفت.
در ادامه «بابك رضایی» مدیرعامل انجمن موسیقی گفت: بی‌شك نسل «عبداللهی»در تاریخ این انقلاب و كشور تاثیری گذاشته كه تاریخ آن را خواهد نوشت.جوانان هم سال او آنگاه كه كشورمان مورد تهاجم بیگانه بود با صلابت و رشادت قد علم كردند و «عبداللهی»نیز جزو سكانداران هنر بود و در زمانی در مقابل هجوم بیگانه قد علم كرد كه اولین كار خود را با نام مقدس فاطمه زهرا (س) به عنوان تابلوی هنر ایرانی،مسلمان و هنر جوانان این انقلاب عرضه كرد.
وی ضمن ابلاغ پیام تسلیت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت هنری ارشاد و مدیركل دفتر موسیقی و شعر وزارت ارشاد افزود: امیدوارم «ناصر عبداللهی» در كنار اولیاء و انبیاء محشور شود.
سپس «قاسم افشار» خواننده پاپ با بیان اینكه مردم همیشه ثابت كرده‌اند كه دوستدار هنرمندان هستند، گفت: مسئولین موسیقی كشور باید در زمان حیات هنرمندان از آنها حمایت كنند اما متاسفانه این اتفاقات نمی‌افتد.
«امیر تاجیك» نیز در این مراسم افزود: «عبداللهی»مردی فرهیخته‌ و یك پدیده بود.
«فرمان فتحعلیان»نیز با اشاره به اینكه او یكی از سالم‌ترین و صادق‌ترین هنرمندان این مملكت بود،اظهار داشت: تمام این شایعات كه در طول بیماری او عنوان شده، كذب محض است. ما ملت عاشقی هستیم با این همه شایعات و صحبت‌های كذب آیا ما ایرانی هستیم؟ مسلمانیم؟مولایمان علی(ع) است؟ ناصر یكی بود حق او این نبود كه پشت سر عاشق مسلمان حرفی زده شود. او حتی یك سیگار هم نمی‌كشید.
بنابراین گزارش «رضا رشیدپور» مجری رادیو و تلویزیون در خصوص این خواننده كشورمان گفت: «عبداللهی»خیلی پاك‌تر از چیزهایی بود كه فكر می‌كردیم او خواننده مؤمن، معتقد بود. حضور انبوه مردم در این مراسم نشان می‌دهد ما او را دوست داشتیم و این شایعات ذره‌ای از ابهت او را كم نمی‌كند. او هیچ وقت از حافظه تاریخی مردم پاك نمی‌شود ما باید قدر هنرمندان را تا زمانی كه زنده‌اند بدانیم.
در ادامه «چنگیز حبیبیان»به مداحی بر سر پیكر آن مرحوم پرداخت و سپس «عباس سجادی»رئیس مركز موسیقی سازمان فرهنگی -هنری شهرداری تهران به نمایندگی از «محمد علی بهمنی»شاعر آثار «عبداللهی» به ایراد سخنرانی پرداخت و بعد از قرائت پیام «بهمنی»گفت: در آینده از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران آیین‌هایی در خصوص این هنرمند فرزانه برگزار خواهد شد.
در پایان «اسحاق احمدی»خوانند محلی بندرعباس به شروه‌خوانی پرداخت و گفت: من همیشه این شروه را با ناصر می‌خواندم در حال حاضر از او می‌خواهم و به او می‌گویم كه دیگر این شروه را نخواهم خواند.
پیكر هنرمند فرزانه «ناصر عبداللهی»خواننده پاپ كشورمان صبح امروز از مقابل تالار وحدت در میان انبوهی از جمعیت در حالی كه قطعاتی از آثار او پخش می‌شد برای غسل دادن به بهشت زهرا و سپس برای خاكسپاری به بندرعباس منتقل شد.
مراسم ترحیم «ناصرعبداللهی»چهارشنبه 6 دی ماه در مسجد جامع شهرك قدس از ساعت 15 تا 30/16 برگزار می‌شود.



 نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 3 دی 1385 و ساعت 06:12 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 چرا خانم ها قدم اول را بر نمی دارند؟؟؟ [عمومي , ]

 

آیـا مـا در دورانـی زنـدگی نـمی کنـیـم کـه باید به مادرهای مجردی که به تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم هـایـی که مـقـامـات شــغلی بالایی را از آن خود کرده اند، تـبـریک بـگویــیم؟ از آنجایی که جنس مونث پیشرفت های چـشمگیری داشته عده ای از افراد ممکن است تصور کنند که آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر جنبه های زنـدگی پـرتـکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همه چیز را هدایت کنند.

شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشان بیـنـدازیـد امـا بـایـد قــبول کنیم که تعداد آنها محدود است.
علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت مردهاست که دست به کار شوند.
کیش و مات
چرا خانم ها اگر قرار باشد، 10 سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن ''پیشرفت'' نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟
زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون را پیشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاری آنها روند. چنین کارهایی همیشه جزء وظایف مردها بوده است.
در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند.
درست مثل یک امتحان
با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی است؟ شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند. این روش ها چه کار کنند یا نه باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند.
خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند. اگر مردی در رستوران به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به 1001 دلیل مختلف خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه.
مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی داشته باشد.
اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم خانم پیش قدم خواهد شد.
مردهای قابل تحسین
مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید.
مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند.
این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه دارید.
خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی نکنند.
گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند.
در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در حال تعقیب کردنشان هستید.
به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند. شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند..... خوب شاید این آخری یک کمی زیاده روی باشد!
خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که برای ازدواج در نظر دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر .


 نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 29 آذر 1385 و ساعت 02:12 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 بازگشت انوشه انصاری به زمین (خبری - تصویری) [خبر , ]

 

بازگشت انوشه انصاری به زمین (خبری - تصویری)

یکی از مسافران آن انوشه انصاری، فضاگرد ایرانی-آمریکایی است صبح جمعه در قزاقستان به زمین نشسته است. خانم انصاری درحالی که هنوز به زمین بازنگشته بود آرزو کرد مجددا به زودی سفر دیگری به فضا داشته باشد.
به گزارش بی بی سی یک مامور اتاق فرمان پس از فرود کپسول در شمال قزاقستان درحالی که سطح بیرونی آن در اثر اصطکاک با جو سوخته و سیاه شده بود، گفت: "فرود کامل شده است."
این کپسول که از ایستگاه بین المللی فضایی به زمین بازمی گردد همچنین حامل پاول وینوگرادوف، فضانورد روس و جف ویلیامز، فضانورد آمریکایی بود که جای خود را به دو فضانورد دیگر داده اند.
کپسول برای انجام فرودی نرم در دشتی در حدود 80 کیلومتری شمال شهر آرکالیک چترهایش را گشود و موتورش را آتش کرد.
بنابه گزارش ها خانم انصاری پس ترک کپسول سرحال به نظر می رسید و لبخند به لب داشت.خانم انصاری بامداد روز 18 سپتامبر همراه میخاییل تیورین، فضانورد روس و مایکل لوپز-الگریا، فضانورد آمریکایی، از پایگاه فضایی بایکونور در قزاقستان به فضا رفته بود.
تصاویر بازگشت خانم انصاری كه توسط خبرگزاری رویترز مخابره شده ست:



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 8 مهر 1385 و ساعت 05:09 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 زوجهای هنرمند ایرانی ؛ كی با كی ازدواج كرده؟ [عمومي , ]

 

زوجهای هنرمند ایرانی ؛ كی با كی ازدواج كرده؟

 
ازدواج ستاره های هنری در تمام دنیا بسیار جذاب و خبر ساز است و در ایران نیز معرفی زوجهای هنری ایرانی هم برای دوستداران هنر خالی از لطف نیست

نیما فلاح - سحر ولد بیگی
علی دهكری - آفرین چیت ساز
حسن پورشیرازی - مهنار افضلی
حمید سمندریان - هما روستا
محد رضا شریفی نیا - آزیتا حاجیان
علی مصفا - لیلا حاتمی
یوسف مرادیان - سار خوئینی ها
مهدی هاشمی - گلاب آدینه
امین حیایی - نیلوفر خوش خلق
بهرام بیضایی - مژده شمسایی
بهزاد فراهانی - فهیمه رحیم نیا
مجید جعفری - اكرم محمدی
نیما بانكی - لیلی رشیدی
احمد حامد - فاطمه معتمد آریا
جمشید جهانزاده - فرزانه نشاط خواه
عزیز ساعتی - میترا محاسنی
آتش تقی پور - شهین علیزاده
بهروز بقایی - پرستو گلستانی
رفیع پیتز - آتنه فقیه نصیری
هادی مرزبان - فرزانه كابلی
جلال مقامی - ر فعت هاشم پور
مهرداد شكرابی - عاطفه رضوی
عبدالرضا گنجی - فاطمه گودرزی
فریبرز كامكاری - الهام پاوه نژاد
اصغر همت - افسر اسدی
محمد رحمانیان - مهتاب نصیر پور
علی اسیوند - حمیرا ریاضی
داوود رشیدی - احترام برومند
امین تارخ - منصوره شادمنش
جهانگیر كوثری - رخشان بنی اعتماد
پیام صابری - زیبا بروفه
بهمن زرین پور - مینا جعفرزاده
پیمان قاسم خانی - بهاره رهنما
امیر جعفری - ریما رامین فر
عباس صالحی - رزیتا غفاری
سعید تهرانی - لادن طباطبایی
محمود پاك نیت - مهوش صبر كن
جمشید آهنگرانی - منیژه حكمت
حسن جوهرچی - مهناز بیات
اتیلا پسیانی - فاطمه تقوی
حسین عرفانی - شهلا ناظریان
اسماعیل ریاحی - شهلا ریاحی
شهرام اسدی - لادن مستوفی
محسن مخملباف - مرضیه مشگینی
بهروز افخمی - ناهید طلوع
فرخ نعمتی - سهیلا رضوی
كیومرث پوراحمد - مهرانه ربی
میر ولی ا.... مدنی - رویا تیموریان
فرشید نوابی - الهام چرخنده
مرحوم فیروز بهجت محمدی - آزیتا لاچینی
معسود جعفری جوزانی - فهیمه سرخابی
نجف دریا بندری - فهیمه راستكار
سروش خلیلی - فاطمه دانش زاد
حمید فرخ نژاد - فروزان جلیلی فر
غلامرضا آزادی - فریال بهزاد
ابوالفضل جلیلی - مریم اشرفی ( عكاس )
محمود كریمی حكاك - یاسمین ملك نصر
بابك نوری - هاله ارجمند كرمانی
شاهرخ فروتنیان - افسانه چهره آزاد
فرشید رحیمیان - كتایون ریاحی
ناصر هاشمی - سیما تیرانداز


 نوشته شده توسط محمد در شنبه 8 مهر 1385 و ساعت 05:09 ق.ظ
 ویرایش شده در شنبه 8 مهر 1385 و ساعت 05:09 ق.ظ

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 یک سایت جالب [عمومي , ]

 

با سلام

سایت جدید من در موردپخش کردن سریع موزیک با همکاری شرکت

pmc